- خانه
- مقالات مالیاتی
- راهنمای جامع مالیاتی وکلا و کارآموزان دادگستری؛ از تشکیل پرونده تا سامانه مؤدیان و جرایم کیفری
راهنمای جامع مالیاتی وکلا و کارآموزان دادگستری؛ از تشکیل پرونده تا سامانه مؤدیان و جرایم کیفری

شغل وکالت دادگستری، علیرغم ظاهر حقوقی و قانونی خود، یکی از پرچالشترین مشاغل در مواجهه با قوانین مالیاتی کشور است. تلاقی قوانین خاص صنفی (مانند مقررات کانون وکلا و آییننامههای تعرفه) با قوانین عام مالیاتی (قانون مالیاتهای مستقیم و ارزش افزوده)، کلافی سردرگم از تکالیف و ابهامات را برای فعالان این حوزه ایجاد کرده است. عدم آگاهی از ظرایف قانونی، نه تنها منجر به پرداخت مالیاتهای مضاعف میشود، بلکه میتواند پای وکیل را به هیأتهای حل اختلاف و حتی دادسراهای ویژه جرایم اقتصادی باز کند.
آنچه در پیش رو دارید، مقالهای تفصیلی و تحلیلی از سایت آقای مالیات است که بر اساس محتوای تخصصی پادکست شماره ۱۰۳ آقای مالیات با حضور جناب آقای مرتضی سیمایی صراف (وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون مالیاتی کانون وکلا) تدوین شده است. در این نوشتار، فارغ از کلیگویی، به بررسی دقیق مواد قانونی، رویههای جاری در ادارات امور مالیاتی و راهکارهای عملیاتی برای مدیریت پروندههای مالیاتی وکلا و کارآموزان میپردازیم.
برای دانلود رایگان فایل آموزشی راهنمای ورود وکلا به حوزه مالیات روی متن کلیک کنید.
فصل اول: جایگاه کارآموزان وکالت در نظام مالیاتی
یکی از ریشهدارترین باورهای غلط در میان فارغالتحصیلان حقوق که تازه به کسوت کارآموزی درآمدهاند، تصور وجود تفاوت میان «وکیل دادگستری» و «کارآموز وکالت» در تکالیف مالیاتی است. باید با صراحت و استناد به قانون اعلام کرد که قانونگذار هیچ تفاوتی میان این دو قائل نشده است.
در سراسر قانون مالیاتهای مستقیم، هیچ ماده، تبصره یا بخشنامهای وجود ندارد که حکمی را مختص وکیل بداند و کارآموز را از آن استثنا کند.
بنابراین، تمامی تکالیف قانونی شامل:
- تشکیل پرونده مالیاتی
- نصب و استفاده از پایانه فروشگاهی (کارتخوان)
- تسلیم اظهارنامه مالیاتی
- صدور صورتحساب الکترونیکی
برای کارآموزان نیز لازمالاجراست. حتی اگر در برخی موارد، مأموران محترم مالیاتی به دلیل عدم اشراف کامل یا دلسوزی، به کارآموزی اعلام کنند که نیازی به کارتخوان ندارد، این گفته را نباید مبنای عمل قرار داد؛ چرا که در صورت حسابرسی سختگیرانه، قانون ملاک عمل خواهد بود نه توصیههای شفاهی.

زمان دقیق تشکیل پرونده وکلا: عبور از تبصره ۳ ماده ۱۷۷ ق.م.م
طبق تبصره ۳ ماده ۱۷۷ قانون مالیاتهای مستقیم، مؤدیان مالیاتی ۴ ماه پس از شروع فعالیت فرصت تشکیل پرونده دارند. اما این ماده تبصرهای دارد که میگوید اگر شروع فعالیت منوط به اخذ مجوز باشد، مرجع صدور مجوز اطلاعات را به سازمان امور مالیاتی ارسال میکند.
در رویه فعلی و با توجه به تغییر ساختار کارآموزی (که دو مرحلهای شده است)، ملاک شروع فعالیت برای کارآموز، لحظه دریافت فیزیکی پروانه وکالت نیست؛ بلکه لحظه باز شدن دسترسی به سامانه مدیریت پرونده قضایی (CMS) در عدلیران است. زمانی که کارآموز امکان اعلام وکالت سیستمی را پیدا میکند، عملاً فعالیت درآمدزایی او آغاز شده و مکلف به تشکیل پرونده است.
تعارض قوانین در تعیین اقامتگاه مالیاتی
یکی از چالشهای فنی، تضاد میان «مقررات انتظامی وکالت» و «قوانین مالیاتی» در بحث نشانی است.
- مقررات انتظامی: کارآموز حق داشتن دفتر مستقل را ندارد و اقامتگاه او باید نشانی دفتر وکیل سرپرست باشد.
- قانون مالیاتی: مؤدی باید در شهر محل اشتغال خود پرونده تشکیل دهد.
مشکل زمانی حاد میشود که شهر محل اشتغال کارآموز با شهر وکیل سرپرست متفاوت باشد. در این حالت، اگر کارآموز نشانی وکیل سرپرست (در شهر دیگر) را بدهد، با اصل سرزمینی بودن مالیات در تضاد است. راهکار حقوقی و اجرایی این است که اگر وکیل سرپرست اجازه استفاده از کد پستی را نمیدهد یا شهرها متفاوت است، کارآموز باید یک کد پستی معتبر (حتی مسکونی در شرایط خاص) در شهر محل اشتغال مندرج در پروانه خود ارائه دهد تا پرونده تشکیل شود. این اقدام، اولویت قوانین حاکمیتی مالیاتی بر مقررات داخلی کانون را نشان میدهد.
فصل دوم: ساختار پرونده مالیاتی وکلا و چالش دفاتر وکالت اشتراکی
وکالت، ماهیتاً شغلی قائم به شخص است. بر خلاف مشاغل تجاری که میتوانند در قالب مشارکت مدنی فعالیت کنند، در وکالت چیزی به نام «پرونده مالیاتی مشارکتی» برای چند وکیل در یک دفتر معنا ندارد (مگر در قالب شخص حقوقی ثبت شده که بحث جداگانهای است).
سازمان امور مالیاتی اخیراً بر روی ثبت چند پرونده مالیاتی روی یک کد پستی واحد حساسیت نشان داده است که این موضوع برای وکلایی که به صورت اشتراکی در یک دفتر کار میکنند (بدون شراکت در درآمد)، دردسرساز شده است. اگرچه در آییننامه اجرایی ماده ۹۵ق.م.م منع صریحی برای این موضوع وجود ندارد، اما مأموران محترم مالیاتی در اجرا محدودیت ایجاد میکنند. راهکار فعلی، تفکیک کد پستی برای اتاقهای مختلف یک واحد یا گفتگو و توجیه مأموران مالیاتی جهت پذیرش ماهیت اشتراکی فضای کار است.
فصل سوم: ماده ۱۰۳ ق.م.م و ابطال حق تمبر
مهمترین تکلیف اختصاصی وکلا، مفاد ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم است. طبق این ماده، وکلا مکلفند در وکالتنامههای خود رقم حقالوکاله را قید کرده و معادل ۵ درصد آن را به عنوان علیالحساب مالیاتی تمبر ابطال کنند.
دوگانگی وکالتنامه الکترونیک
با حذف وکالتنامههای کاغذی و الزامی شدن ثبت قرارداد در سامانه ثنا، وکالتنامه الکترونیک اکنون دو کارکرد همزمان دارد:
- سند احراز سمت: برای ارائه به دادگاه.
- قرارداد مالی: به عنوان مبنای رابطه مالی وکیل و موکل.
این دوگانگی باعث ایجاد یک چالش بزرگ شده است: وکیل در ابتدای کار، کل مبلغ قرارداد (مثلاً ۱ میلیارد تومان) را در سامانه ثبت میکند، اما تنها بخش اندکی از آن (مثلاً ۵۰ میلیون تومان) را دریافت کرده است. آیا باید ۵ درصدِ کل ۱ میلیارد تومان را همان ابتدا تمبر بزند؟
راهکار قانونی: راهکار تفکیک مبلغ قرارداد و مبلغ دریافتی است. طبق اصول حسابداری و مالیاتی، مالیات بر درآمد محقق شده تعلق میگیرد. در قراردادهای الکترونیک قضایی، خوشبختانه فیلدهای جداگانهای تعبیه شده است. وکیل باید «مبلغ کامل قرارداد» را برای شفافیت رابطه با موکل درج کند، اما در بخش «مبلغ دریافتی» یا «پیشپرداخت»، عدد واقعی دریافت شده را بنویسد. ابطال تمبر باید بر اساس مبلغ دریافتی باشد، نه کل مبلغ قرارداد. این شیوه، هم تکلیف ماده ۱۰۳ ق.م.م را پوشش میدهد و هم در صورت عدم پرداخت مابقی حقالوکاله توسط موکل، وکیل را درگیر استرداد تمبر مالیاتی نمیکند.
اعلام حقالوکاله کمتر از تعرفه
طبق ماده ۱۰۳ ق.م.م و ماده ۲ و ۳ آییننامه تعرفه حقالوکاله، مبلغ تمبر نباید از میزان تعرفه قانونی کمتر باشد. اگر وکیل برای فرار از پرداخت حق تمبر، مبلغ را کمتر از واقعیت یا کمتر از تعرفه اعلام کند، با دو ریسک مواجه میشود:
- اخطار رفع نقص: مدیر دفتر دادگاه پرونده را متوقف کرده و دستور تکمیل تمبر میدهد (طبق قانون آیین دادرسی مدنی).
- تضییع حق در حکم دادگاه: اگر وکیل در دعوا پیروز شود و مطالبه خسارت دادرسی (حقالوکاله) کند، دادگاه حکم را صرفاً بر اساس مبلغی صادر میکند که وکیل در وکالتنامه «ابراز» کرده و تمبر آن را پرداخته است.
فصل چهارم: پذیرش وکالتنامه در مراجع شبهقضایی و ادارات
یک چالش رایج، امتناع مأموران مالیاتی یا اعضای هیأتهای حل اختلاف از پذیرش وکالتنامه الکترونیک وکلای دادگستری است. تفکیک ظریفی در اینجا وجود دارد:
- مراجعه اداری: اگر وکیل صرفاً برای انجام امور اداری (مثل تحویل نامه، اخذ مفاصا حساب) به اداره مالیات مراجعه میکند، چون اداره مرجع قضایی نیست، درخواست وکالتنامه رسمی (محضری/مدنی) صحیح است.
- مراجعه ترافعی (دادرسی): اگر وکیل برای دفاع از مؤدی در هیأت حل اختلاف مالیاتی، هیأتهای تشخیص مطالبات تأمین اجتماعی یا کمیسیونهای شهرداری حاضر میشود، این مراجع «شبهقضایی» محسوب میشوند. طبق قانون، وکالتنامه الکترونیک وکلای دادگستری در تمامی مراجع قضایی و شبهقضایی معتبر است و عدم پذیرش آن تخلف اداری محسوب میشود. البته توصیه میشود در متن اختیارات وکالتنامه، صراحتاً عبارت «مراجعه به مراجع شبهقضایی و هیأتهای حل اختلاف مالیاتی» قید گردد.
فصل پنجم: محاسبه مالیات عملکرد؛ اینتاکد یا اسناد و مدارک؟
درآمد وکلا مشمول فصل مالیات بر درآمد مشاغل (مواد ۹۳ تا ۱۰۳ ق.م.م) است. برای تعیین مالیات نهایی، دو مسیر وجود دارد:
۱. استفاده از تبصره ماده ۱۰۰ ق.م.م (توافق)
در این روش، سازمان بر اساس اطلاعات واصله (تراکنشهای بانکی، صورتحسابها و…) مالیاتی مقطوع پیشنهاد میدهد. اگر مؤدی بپذیرد، بدون نیاز به تسلیم اظهارنامه و بدون رسیدگی توسط مأموران محترم مالیاتی، پرونده مختومه میشود. این بهترین گزینه برای وکلایی است که اسناد هزینه قابل قبول زیادی ندارند.
۲. تسلیم اظهارنامه و رسیدگی
اگر وکیل تبصره ماده ۱۰۰ ق.م.م را نپذیرد، باید اظهارنامه دهد. در فرآیند رسیدگی، اگر دفاتر و اسناد هزینه (طبق مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ ق.م.م) کامل نباشد، مأموران محترم مالیاتی از ضریب سود (اینتاکد) استفاده میکنند.
اینتاکد فعالیت وکالت: معمولاً ۵۵ درصد است.
این یعنی سازمان فرض میکند ۵۵ درصد از کل واریزیهای تجاری وکیل، سود خالص است و ۴۵ درصد آن هزینه بوده است. لذا در اکثر موارد، تبصره ماده ۱۰۰ ق.م.م به صرفهتر خواهد بود.
فصل ششم: تراکنشهای بانکی وکلا
بیشترین حجم پروندههای مالیاتی وکلا که به هیأتهای حل اختلاف ارجاع میشود، ناشی از عدم تفکیک حسابهای تجاری و شخصی است. بسیاری از وکلا در سالهای ابتدایی فعالیت، تمام تراکنشهای زندگی روزمره، وامهای دریافتی، قرضالحسنههای خانوادگی و درآمدهای شغلی را در یک حساب (متصل به پرونده مالیاتی) متمرکز میکنند. در زمان رسیدگی، مأموران محترم مالیاتی طبق قانون، تمامی واریزیها به حساب تجاری (و حتی حسابهای غیرتجاری مشکوک) را به عنوان درآمد ناشی از شغل تلقی میکنند.
اثبات اینکه «این ۵ میلیارد تومان واریزی، بازگشت پول قرضی برادرم بوده است» در هیأتهای حل اختلاف بسیار دشوار و نیازمند مستندات متقن است.
مدیریت صحیح تراکنشها و ایزوله کردن حساب متصل به کارتخوان، مهمترین اقدام پیشگیرانه مالیاتی است.
دریافت حقالوکاله غیرنقدی (سکه، ارز، ملک)
آیا دریافت طلا یا ارز دیجیتال به جای ریال مجاز است؟ بله، اما با شروط قانونی:
- وکیل نباید در خودِ موضوع دعوا (مثلاً درصدی از زمین مورد اختلاف) شریک شود، زیرا تخلف انتظامی است. اما میتواند ارزش حقالوکاله را معادل درصدی از قیمت روز زمین تعیین کند.
- شفافیت مالیاتی: دریافت غیرنقد نباید ابزاری برای کتمان درآمد باشد. وکیل باید ارزش ریالی مال دریافت شده (مثلاً ۱۰ سکه طلا) را در تاریخ دریافت محاسبه و در اظهارنامه قید کند. عدم ثبت این موارد، مصداق بارز کتمان درآمد است و همانطور که گفته شد: «دور زدن قانون هزینه دارد».

فصل هفتم: شخص حقیقی یا حقوقی؟ (موسسات حقوقی)
توصیه اکید کارشناسی به وکلا، فعالیت در قالب شخص حقیقی است. ثبت موسسه حقوقی (شخص حقوقی) ممکن است منجر به پدیده مالیات مضاعف شود:
- یک بار موسسه باید بابت درآمد خود ۲۵ درصد مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی بپردازد.
- یک بار وکیل هنگام برداشت سود یا حقوق از موسسه، مشمول مالیات میشود.
علاوه بر این، تکالیف قانونی اشخاص حقوقی به مراتب بیشتر از شخص حقیقی میباشد.
فصل هشتم: مالیات بر ارزش افزوده و سامانه مؤدیان
وضعیت مالیات بر ارزش افزوده (VAT)
طبق اصل کلی قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده، ارائه تمامی خدمات مشمول مالیات است مگر موارد معاف مصرح در ماده ۹ قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده خدمات حقوقی در لیست معافیتها نیست. با این حال، وکلا هنوز توسط سازمان امور مالیاتی برای اجرای این قانون فراخوان نشدهاند.
تا زمانی که فراخوان رسمی صادر نشود (که احتمالاً تا پایان سال ۱۴۰۴ یا بعد از آن خواهد بود)، وکلا حق دریافت ارزش افزوده از موکل و تکلیف پرداخت آن را ندارند.
سامانه مؤدیان و پایانههای فروشگاهی
برخلاف ارزش افزوده، تکلیف صدور صورتحساب الکترونیکی در سامانه مؤدیان برای وکلا قطعی و لازمالاجراست (از تاریخ ۱/۱۰/۱۴۰۲).
نکته حیاتی: نداشتن دستگاه کارتخوان (POS) یا دریافت حقالوکاله به صورت نقد و کارتبهکارت، به هیچوجه شما را از این تکلیف معاف نمیکند.
خداحافظی با فاکتور دستی و قرارداد ثنا
آنچه قبلاً فاکتور دستی بود، اکنون باید در ساختار استاندارد سامانه ثبت شود. توجه داشته باشید که قرارداد وکالت (حتی نوع الکترونیک در سامانه ثنا) جایگزین صورتحساب مالیاتی نمیشود. صدور صورتحساب برای حقالوکاله، هزینههای دادرسی (که از حساب وکیل عبور میکند) و حقالمشاورهها، یک الزام قانونی مستقل است که نیازمند دریافت «امضای الکترونیکی» و «شناسه یکتای حافظه مالیاتی» میباشد.
جرایم سنگین ماده ۲۲ قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مؤدیان
این قانون شوخیبردار نیست. عدم صدور صورتحساب الکترونیکی یا عدم عضویت در سامانه، تبعات سنگینی دارد:
- جریمه نقدی معادل ۱۰ درصد کل درآمد سال.
- محرومیت از کلیه معافیتهای مالیاتی و نرخ صفر.
- خطر رسیدگی علیالرأس توسط مأموران محترم مالیاتی به دلیل عدم شفافیت.
بنابراین، سامانه امکان مدیریت چند دفتر یا حساب تجاری را ذیل یک پرونده فراهم کرده است و بهانه اجرایی برای عدم تمکین پذیرفته نیست.
فصل نهم: عدم فعالیت و اظهارنامه صفر
اگر وکیلی به هر دلایلی فعالیت ندارد، باید حتماً در سامانه مایتکس درخواست «غیرفعالسازی» ثبت کند.
نکته بسیار حیاتی: از ارسال اظهارنامه صفر خودداری کنید.
ارسال اظهارنامه با عدد صفر مطلق، از نظر روانی مأموران محترم مالیاتی را حساس میکند (چگونه هزینههای زندگی تأمین شده؟) و از نظر آییننامهای (آییننامه اجرایی ماده ۲۱۹ ق.م.م) ممکن است به منزله «عدم تسلیم اظهارنامه» تلقی شود.
فصل دهم: جرمانگاری مالیاتی و ماده ۲۷۴ ق.م.م؛ مرز باریک تخلف و جرم
ماده ۲۷۴ قانون مالیاتهای مستقیم، برخی افعال را جرمانگاری کرده است. وکلا باید نسبت به دو بند از این ماده هوشیار باشند:
بند ۱: تنظیم دفاتر و اسناد خلاف واقع و استناد به آن
اگر وکیلی اسناد و مدارک غیرواقعی (فاکتور صوری، قرارداد جعلی) بسازد و به آنها استناد کند، مشمول مجازات کیفری (حبس، شلاق، جریمه) میشود.
بند ۲: اختفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن
برخی مراجع قضایی در گذشته، اختلاف وکیل و موکل بر سر مبلغ حقالوکاله را مصداق این جرم میدانستند.
اما تفسیر حقوقی صحیح و دفاعیهای که باید در نظر داشت، تکیه بر ماهیت «جرم مرکب» در این بند است. قانونگذار میگوید: «اختفای فعالیت و کتمان درآمد». یعنی برای تحقق جرم، باید ابتدا فعالیت اقتصادی مخفی شده باشد (مثلاً وکیلی که پرونده مالیاتی ندارد و زیرزمینی کار میکند) و سپس درآمد کتمان شود.
وکیلی که پرونده مالیاتی دارد، اظهارنامه میدهد و هویتش آشکار است، حتی اگر درآمدش را کمتر اعلام کند، مرتکب «کتمان درآمد» (تخلف اداری با جریمه نقدی) شده است، نه جرم کیفری ماده ۲۷۴ ق.م.م.
همچنین، کم ابطال کردن تمبر مالیاتی (کمتر از ۵ درصد واقعی)، جرم مالیاتی نیست. ضمانت اجرای این عمل صرفاً در قانون آیین دادرسی مدنی (توقف دادرسی و اخطار رفع نقص) پیشبینی شده و تعمیم آن به ماده ۲۷۴ فاقد وجاهت قانونی است.
سخن پایانی: قانونگریزی یا مهندسی مالیاتی؟ انتخاب با شماست
وکالت، هنر دفاع از حق در چارچوب قانون است. برای جامعهای که خود پرچمدار قانونمداری است، تلاش برای گریز از تکالیف مالیاتی نه تنها با شأن والای این حرفه در تضاد است، بلکه همانطور که در منطق حقوقی میدانیم، «دور زدن قانون همیشه هزینهبر است». هزینهای که گاه با پول قابل جبران است و گاه با اعتبار و پروانه وکالت پرداخت میشود.
امروز، با هوشمند شدن تورهای مالیاتی و رصد دقیق تراکنشها، دوران پنهانکاری به سر آمده است. امنیت شغلی و آرامش روانی شما در گرو شفافیت و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای قانونی (مانند تبصره ۱۰۰ق.م.م) است. بیایید به جای ترس از مأموران محترم مالیاتی، با تسلط بر قوانین، پرونده مالیاتی خود را همانند پروندههای موکلینمان، با درایت و تخصص مدیریت کنیم.
نظرات کاربران