دنبال چه چیزی هستید؟

جست‌وجو در دوره‌ها، مقالات و خدمات

حداقل ۲ حرف بنویسید؛ نتایج همین‌جا نمایش داده می‌شوند.

پیشنهادها
قانون مجازات اسلامی

کتاب دوم ـ حدود (مواد 217 الی 287)

بازگشت یک مرحله ←
تجربه مطالعه شخصیمطالعه مطابق سلیقه شماتنظیمات روی همین دستگاه ذخیره می‌شود.
تنظیمات متن
تنظیمات مطالعه
رنگ صفحه
نوع قلم
اندازه متن
۱۶
فاصله خطوط
عرض مطالعه

متن رسمی و کامل

متن کامل کتاب دوم ـ حدود (مواد 217 الی 287)

معتبر

فصل اول ـ زنا (مواد 221 الی 232)

فصل اول ـ زنا
شناسنامه و سوابق فصل اول ـ زنا (مواد 221 الی 232) ←
ماده 221
ماده 221 ـ زنا عبارت است از جماع مرد و زنی که علقه زوجیت بین آنها نبوده و از موارد وطی به شبهه نیز نباشد. تبصره 1 ـ جماع با دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه گاه در قُبُل یا دُبُر زن محقق می شود. تبصره 2 ـ هرگاه طرفین یا یکی از آنها نابالغ باشد، زنا محقق است لکن نابالغ مجازات نمی شود و حسب مورد به اقدامات تأمینی و تربیتی مقرر در کتاب اول این قانون محکوم می گردد.
شناسنامه و سوابق ماده 221 ←
ماده 222
ماده 222 ـ جماع با میت، زنا است، مگر جماع زوج با زوجه متوفای خود که زنا نیست لکن موجب سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش می شود.
شناسنامه و سوابق ماده 222 ←
ماده 223
ماده 223 ـ هرگاه متهم به زنا، مدعی زوجیت یا وطی به شبهه باشد، ادعای وی بدون بینه یا سوگند پذیرفته می شود مگر آن که خلاف آن با حجت شرعی لازم ثابت شود
شناسنامه و سوابق ماده 223 ←
ماده 224
ماده 224 ـ حد زنا در موارد زیر اعدام است: الف ـ زنا با محارم نسبی ب ـ زنا با زن‌ پدر که‌ موجب ‌اعدام زانی ‌است‌. پ ـ زنای مرد غیرمسلمان با زن مسلمان که موجب اعدام زانی است. ت ـ زنای به عنف یا اکراه از سوی زانی که موجب اعدام زانی است. تبصره 1 ـ مجازات زانیه در بندهای (ب) و (پ) حسب مورد، تابع سایر احکام مربوط به زنا است. تبصره 2 ـ هرگاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد در حال بیهوشی، خواب یا مستی زنا کند رفتار او در حکم زنای به عنف است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن زن اگر چه موجب تسلیم شدن او شود نیز حکم فوق جاری است.
شناسنامه و سوابق ماده 224 ←
ماده 225
ماده 225 ـ حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است. در صورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رییس قوه قضاییه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هریک می باشد
شناسنامه و سوابق ماده 225 ←
ماده 226
ماده 226 ـ احصان در هریک از مرد و زن به نحو زیر محقق می شود: الف ـ احصان مرد عبارت است از آنکه دارای همسر دایمی و بالغ باشد و در حالی که بالغ و عاقل بوده از طریق قُبُل با وی در حال بلوغ جماع کرده باشد و هر وقت بخواهد امکان جماع از طریق قُبُل را با وی داشته باشد. ب ـ احصان زن عبارت است از آنکه دارای همسر دایمی و بالغ باشد و در حالی که بالغ و عاقل بوده، با او از طریق قُبُل جماع کرده باشد و امکان جماع از طریق قُبُل را با شوهر داشته باشد.
شناسنامه و سوابق ماده 226 ←
ماده 227
ماده 227 ـ اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض، نفاس، بیماری مانع از مقاربت یا بیماریی که موجب خطر برای طرف مقابل می گردد مانند ایدز و سفلیس، زوجین را از احصان خارج می کند.
شناسنامه و سوابق ماده 227 ←
ماده 228
ماده 228 ـ در زنا با محارم نسبی و زنای محصنه، چنانچه زانیه بالغ و زانی نابالغ باشد مجازات زانیه فقط صد ضربه شلاق است
شناسنامه و سوابق ماده 228 ←
ماده 229
ماده 229 ـ مردی که همسر دائم دارد، هرگاه قبل از دخول، مرتکب زنا شود حد وی صد ضربه شلاق، تراشیدن موی سر و تبعید به مدت یک سال قمری است
شناسنامه و سوابق ماده 229 ←
ماده 230
ماده 230 ـ حد زنا در مواردی که مرتکب غیرمحصن باشد، صد ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 230 ←
ماده 231
ماده 231 ـ در موارد زنای به عنف و در حکم آن، در صورتی که زن باکره باشد مرتکب علاوه بر مجازات مقرر به پرداخت ارش‌ البکاره و مهرالمثل نیز محکوم می‌ شود و در صورتی که باکره نباشد، فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محکوم می‌ گردد. 
شناسنامه و سوابق ماده 231 ←

بخش اول ـ مواد عمومی (مواد 217 الی 220)

217
ماده 217 ـ در جرایم موجب حد، مرتکب در صورتی مسؤول است که علاوه بر داشتن علم، قصد و شرایط مسؤولیت کیفری به حرمت شرعی رفتار ارتکابی نیز آگاه باشد
شناسنامه و سوابق 217 ←
ماده 218
ماده 218 ـ در جرایم موجب حد هرگاه متهم ادعای فقدان علم یا قصد یا وجود یکی از موانع مسؤولیت کیفری را در زمان ارتکاب جرم نماید در صورتی که احتمال صدق گفتار وی داده شود و اگر ادعاء کند که اقرار او با تهدید و ارعاب یا شکنجه گرفته شده است ادعای مذکور بدون نیاز به بینه و سوگند پذیرفته می شود. تبصره 1 ـ در جرایم محاربه و افساد فی الارض و جرایم منافی عفت با عنف، اکراه، ربایش یا اغفال، صرف ادعاء، مسقط حد نیست و دادگاه موظف به بررسی و تحقیق است. تبصره 2 ـ اقرار در صورتی اعتبار شرعی دارد که نزد قاضی در محکمه انجام گیرد
شناسنامه و سوابق ماده 218 ←
ماده 219
ماده 219 ـ دادگاه نمی تواند کیفیت، نوع و میزان حدود شرعی را تغییر یا مجازات را تقلیل دهد یا تبدیل یا ساقط نماید. این مجازات ها تنها از طریق توبه و عفو به کیفیت مقرر در این قانون قابل سقوط، تقلیل یا تبدیل است.
شناسنامه و سوابق ماده 219 ←
ماده 220
ماده 220 ـ در مورد حدودی که در این قانون ذکر نشده است طبق اصل یکصد و شصت و هفتم (167) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عمل می شود
شناسنامه و سوابق ماده 220 ←

فصل دوم ـ لواط، تفخیذ و مساحقه (مواد 232 الی 241)

فصل دوم ـ لواط، تفخیذ و مساحقه
شناسنامه و سوابق فصل دوم ـ لواط، تفخیذ و مساحقه (مواد 232 الی 241) ←
ماده 232
ماده 232 ـ هرگاه مرد یا زنی کمتر از چهار بار اقرار به زنا نماید به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود. حکم این ماده در مورد لواط، تفخیذ و مساحقه نیز جاری است
شناسنامه و سوابق ماده 232 ←
233
ماده 233 ـ لواط عبارت از دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه گاه در دبر انسان مذکر است.
شناسنامه و سوابق 233 ←
ماده 234
ماده 234 ـ حد لواط برای فاعل، درصورت عنف، اکراه یا دارابودن شرایط احصان، اعدام و در غیر این صورت صد ضربه شلاق است. حد لواط برای مفعول در هر صورت (وجود یا عدم احصان) اعدام است.
شناسنامه و سوابق ماده 234 ←
ماده 235
ماده 235 ـ تفخیذ عبارت از قراردادن اندام تناسلی مرد بین ران ها یا نشیمنگاه انسان مذکر است.
شناسنامه و سوابق ماده 235 ←
ماده 236
ماده 236 ـ در تفخیذ، حد فاعل و مفعول صد ضربه شلاق است و از این جهت فرقی میان محصن و غیرمحصن و عنف و غیرعنف نیست.  تبصره ـ در صورتی که فاعل غیرمسلمان و مفعول، مسلمان باشد، حد فاعل اعدام است
شناسنامه و سوابق ماده 236 ←
ماده 236
ماده 236 ـ در تفخیذ، حد فاعل و مفعول صد ضربه شلاق است و از این جهت فرقی میان محصن و غیرمحصن و عنف و غیرعنف نیست.  تبصره ـ در صورتی که فاعل غیرمسلمان و مفعول، مسلمان باشد، حد فاعل اعدام است.
شناسنامه و سوابق ماده 236 ←
ماده 237
ماده 237 ـ همجنس گرایی انسان مذکر در غیر از لواط و تفخیذ از قبیل تقبیل و ملامسه از روی شهوت، موجب سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش است.
شناسنامه و سوابق ماده 237 ←
ماده 238
ماده 238 ـ مساحقه عبارت است از اینکه انسان مؤنث، اندام تناسلی خود را بر اندام تناسلی همجنس خود قرار دهد
شناسنامه و سوابق ماده 238 ←
ماده 239
ماده 239 ـ حد مساحقه، صد ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 239 ←
ماده 240
ماده 240 ـ در حد مساحقه، فرقی بین فاعل و مفعول و مسلمان و غیرمسلمان و محصن و غیرمحصن و عنف و غیرعنف نیست.  
شناسنامه و سوابق ماده 240 ←
ماده 241
ماده 241 ـ در صورت نبود ادله اثبات قانونی بر وقوع جرایم منافی عفت و انکار متهم هرگونه تحقیق و بازجویی جهت کشف امور پنهان و مستور از انظار ممنوع است. موارد احتمال ارتکاب با عنف، اکراه، آزار، ربایش یا اغفال یا مواردی که به موجب این قانون در حکم ارتکاب به عنف است از شمول این حکم مستثنی است
شناسنامه و سوابق ماده 241 ←

فصل سوم ـ قوادی (مواد 242 الی 244)

فصل سوم ـ قوادی
شناسنامه و سوابق فصل سوم ـ قوادی (مواد 242 الی 244) ←
ماده 242
ماده 242 ـ قوادی عبارت از به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط است. تبصره 1 ـ حد قوادی منوط به تحقق زنا یا لواط است در غیر این صورت عامل، مستوجب تعزیر مقرر در ماده (244) این قانون است. تبصره 2 ـ در قوادی، تکرار عمل شرط تحقق جرم نیست.
شناسنامه و سوابق ماده 242 ←
ماده 243
ماده 243 ـ حد قوادی برای مرد هفتاد و پنج ضربه شلاق است و برای بار دوم علاوه بر هفتاد و پنج ضربه شلاق به عنوان حد، به تبعید تا یک سال نیز محکوم می شود که مدت آن را قاضی مشخص می کند و برای زن فقط هفتاد و پنج ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 243 ←
ماده 244
ماده 244 ـ کسی که دو یا چند نابالغ را برای زنا یا لواط به هم برساند مستوجب حد نیست لکن به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و حبس تعزیری درجه شش محکوم می شود.
شناسنامه و سوابق ماده 244 ←

فصل چهارم ـ قذف (مواد 245 الی 261)

فصل چهارم ـ قذف
شناسنامه و سوابق فصل چهارم ـ قذف (مواد 245 الی 261) ←
ماده 245
ماده 245 ـ قذف عبارت است از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هر چند مرده باشد.
شناسنامه و سوابق ماده 245 ←
ماده 246
ماده 246 ـ قذف باید روشن و بدون ابهام بوده، نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه و قصد انتساب داشته باشد گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد
شناسنامه و سوابق ماده 246 ←
ماده 247
ماده 247 ـ هرگاه کسی به فرزند مشروع خود بگوید «تو فرزند من نیستی» و یا به فرزند مشروع دیگری بگوید «تو فرزند پدرت نیستی»، قذف مادر وی محسوب می شود
شناسنامه و سوابق ماده 247 ←
ماده 248
ماده 248 ـ هرگاه قرینه ای در بین باشد که مشخص گردد منظور قذف نبوده است، حد ثابت نمی شود.
شناسنامه و سوابق ماده 248 ←
ماده 249
ماده 249 ـ هرگاه کسی به دیگری بگوید «تو با فلان زن زنا یا با فلان مرد لواط کرده ای» فقط نسبت به مخاطب، قاذف محسوب می شود.
شناسنامه و سوابق ماده 249 ←
ماده 250
ماده 250 ـ حد قذف، هشتاد ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 250 ←
ماده 251
ماده 251 ـ قذف در صورتی موجب حد می شود که قذف شونده در هنگام قذف، بالغ، عاقل، مسلمان، معین و غیرمتظاهر به زنا یا لواط باشد. تبصره 1 ـ هرگاه قذف شونده، نابالغ، مجنون، غیرمسلمان یا غیرمعین باشد قذف کننده به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود لکن قذف متظاهر به زنا یا لواط، مجازات ندارد. تبصره 2 ـ قذف کسی که متظاهر به زنا یا لواط است نسبت به آنچه متظاهر به آن نیست موجب حد است مثل نسبت دادن لواط به کسی که متظاهر به زنا است
شناسنامه و سوابق ماده 251 ←
ماده 252
ماده 252 ـ کسی که به قصد نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری، الفاظی غیر از زنا یا لواط به کار ببرد که صریح در انتساب زنا یا لواط به افرادی از قبیل همسر، پدر، مادر، خواهر یا برادر مخاطب باشد، نسبت به کسی که زنا یا لواط را به او نسبت داده است، محکوم به حد قذف و درباره مخاطب اگر به علت این انتساب اذیت شده باشد، به مجازات توهین محکوم می گردد.
شناسنامه و سوابق ماده 252 ←
ماده 253
ماده 253 ـ هرگاه کسی زنا یا لواطی که موجب حد نیست مانند زنا یا لواط در حال اکراه یا عدم بلوغ را به دیگری نسبت دهد به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود
شناسنامه و سوابق ماده 253 ←
ماده 254
ماده 254 ـ نسبت دادن زنا یا لواط به کسی که به خاطر همان زنا یا لواط محکوم به حد شده است، قبل از توبه مقذوف، مجازات ندارد.
شناسنامه و سوابق ماده 254 ←
ماده 255
ماده 255 ـ حد قذف حق الناس است و تعقیب و اجرای مجازات منوط به مطالبه مقذوف است. در صورت گذشت مقذوف در هر مرحله، حسب مورد تعقیب، رسیدگی و اجرای مجازات موقوف می شود
شناسنامه و سوابق ماده 255 ←
ماده 256
ماده 256 ـ کسی که چند نفر را به طور جداگانه قذف کند خواه همه آنها با هم، خواه جداگانه شکایت کنند، در برابر قذف هر یک، حد مستقلی بر او جاری می شو
شناسنامه و سوابق ماده 256 ←
ماده 257
ماده 257 ـ کسی که چند نفر را به یک لفظ قذف نماید هر کدام از قذف شوندگان می تواند جداگانه شکایت نماید و در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای آن را مطالبه کند. چنانچه قذف شوندگان یکجا شکایت نمایند بیش از یک حد جاری نمی شود.
شناسنامه و سوابق ماده 257 ←
ماده 258
ماده 258 ـ کسی که دیگری را به یک یا چند سبب، یک بار یا بیشتر قبل از اجرای حد، قذف نماید فقط به یک حد محکوم می شود، لکن اگر پس از اجرای حد، قذف را تکرار نماید حد نیز تکرار می شود و اگر بگوید آن چه گفته ام حق بود به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می گردد.
شناسنامه و سوابق ماده 258 ←
ماده 259
ماده 259 ـ پدر یا جد پدری که فرزند یا نوه خود را قذف کند به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می گردد.
شناسنامه و سوابق ماده 259 ←
ماده 260
ماده 260 ـ حد قذف اگر اجراء نشده و مقذوف نیز گذشت نکرده باشد به همه ورثه به غیر از همسر منتقل می گردد و هر یک از ورثه می تواند تعقیب و اجرای آن را مطالبه کند هر چند دیگران گذشت کرده باشند. تبصره ـ در صورتی که قاذف، پدر یا جد پدری وارث باشد، وارث نمی‌ تواند تعقیب متهم یا اجرای حد را مطالبه کند
شناسنامه و سوابق ماده 260 ←
ماده 261
ماده 261 ـ در موارد زیر حد قذف در هر مرحله از مراحل تعقیب، رسیدگی و اجراء ساقط می‌ شود: الف ـ هرگاه مقذوف، قاذف را تصدیق نماید. ب ـ هرگاه آن‌چه به مقذوف نسبت داده شده با شهادت یا علم قاضی اثبات شود. پ ـ هرگاه مقذوف و در صورت فوت وی، ورثه او، گذشت کند. ت ـ هرگاه مردی زنش را پس از قذف به زنای پیش از زوجیت یا زمان زوجیت لعان کند. ث ـ هرگاه دو نفر یکدیگر را قذف کنند، خواه قذف آنها همانند، خواه مختلف باشد.  تبصره ـ مجازات مرتکبان در بند (ث)، سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش است.
شناسنامه و سوابق ماده 261 ←

فصل پنجم ـ سبّ نبی (مواد 262 الی 263)

فصل پنجم ـ سبّ نبی
شناسنامه و سوابق فصل پنجم ـ سبّ نبی (مواد 262 الی 263) ←
ماده 262
ماده 262 ـ هر کس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و یا هریک از انبیاء عظام ‌الهی را دشنام دهد یا قذف کند ساب‌‌ النّبی است و به اعدام محکوم می‌ شود.  تبصره ـ قذف هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام و یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یا دشنام به ایشان در حکم سبّ نبی است
شناسنامه و سوابق ماده 262 ←
ماده 263
ماده 263 ـ هرگاه متهم به سب، ادعاء نماید که اظهارات وی از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است ساب‌‌ النّبی محسوب نمی‌ شود.  تبصره ـ هرگاه سب در حالت مستی یا غضب یا به نقل از دیگری باشد و صدق ‌اهانت کند موجب تعزیر تا هفتاد و چهار ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 263 ←

فصل ششم ـ مصرف مسکر (مواد 264 الی 266)

فصل ششم ـ مصرف مسکر
شناسنامه و سوابق فصل ششم ـ مصرف مسکر (مواد 264 الی 266) ←
ماده 264
ماده 264 ـ مصرف مسکر از قبیل خوردن، تزریق و تدخین آن کم باشد یا زیاد، جامد باشد یا مایع، مست کند یا نکند، خالص باشد یا مخلوط به گونه‌ ای که آن را از مسکر بودن خارج نکند، موجب حد است.  تبصره ـ خوردن فقاع (آب‌جو مسکر) موجب حد است هرچند مستی نیاورد.
شناسنامه و سوابق ماده 264 ←
ماده 265
ماده 265 ـ حد مصرف مسکر، هشتاد ضربه شلاق است.
شناسنامه و سوابق ماده 265 ←
ماده 266
ماده 266 ـ غیرمسلمان‌ تنها در صورت ‌تظاهر به‌ مصرف مسکر، محکوم‌ به حد می‌ شود. تبصره ـ اگر مصرف مسکر توسط غیرمسلمان ‌علنی نباشد لکن مرتکب در حال مستی در معابر یا اماکن عمومی ‌ظاهر شود به مجازات مقرر برای تظاهر به عمل حرام محکوم می‌ گردد.
شناسنامه و سوابق ماده 266 ←

فصل هفتم ـ سرقت (مواد 267 الی 278)

فصل هفتم ـ سرقت
شناسنامه و سوابق فصل هفتم ـ سرقت (مواد 267 الی 278) ←
ماده 267
ماده 267 ـ سرقت عبارت از ربودن مال متعلق به غیر است.
شناسنامه و سوابق ماده 267 ←
ماده 268
ماده 268 ـ سرقت در صورتی که دارای تمام شرایط زیر باشد موجب حد است: الف ـ شیء مسروق شرعاً مالیت داشته باشد. ب ـ مال مسروق در حرز باشد. پ ـ سارق هتک حرز کند. ت ـ سارق مال را از حرز خارج کند. ث ـ هتک حرز و سرقت مخفیانه باشد. ج ـ سارق پدر یا جد پدری صاحب مال نباشد. چ ـ ارزش مال مسروق در زمان اخراج از حرز، معادل چهار و نیم نخود طلای مسکوک باشد. ح ـ مال مسروق از اموال دولتی یا عمومی، وقف عام و یا وقف بر جهات عامه نباشد. خ ـ سرقت در زمان قحطی صورت نگیرد. د ـ صاحب مال از سارق نزد مرجع قضایی شکایت کند. ذ ـ صاحب مال قبل از اثبات سرقت سارق را نبخشد. ر ـ مال مسروق قبل از اثبات سرقت تحت ید مالک قرار نگیرد. ز ـ مال مسروق قبل از اثبات جرم به ملکیت سارق در نیاید. ژـ مال مسروق از اموال سرقت شده یا مغصوب نباشد.
شناسنامه و سوابق ماده 268 ←
ماده 269
ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفاً در آن از دستبرد محفوظ می ماند.
شناسنامه و سوابق ماده 269 ←
ماده 270
ماده 270 ـ در صورتی که مکان نگهداری مال از کسی غصب شده باشد، نسبت به وی و کسانی که از طرف او حق دسترسی به آن مکان را دارند، حرز محسوب نمی شود
شناسنامه و سوابق ماده 270 ←
ماده 271
ماده 271 ـ هتک حرز عبارت از نقض غیرمجاز حرز است که از طریق تخریب دیوار یا بالارفتن از آن یا بازکردن یا شکستن قفل و امثال آن محقق می شود
شناسنامه و سوابق ماده 271 ←
ماده 272
ماده 272 ـ هرگاه کسی مال را توسط مجنون، طفل غیرممیز، حیوان یا هر وسیله بی اراده ای از حرز خارج کند مباشر محسوب می شود و در صورتی که مباشر طفل ممیز باشد رفتار آمر حسب مورد مشمول یکی از سرقتهای تعزیری است.
شناسنامه و سوابق ماده 272 ←
ماده 273
ماده 273 ـ در صورتی که مال در حرزهای متعدد باشد، ملاک، اخراج از بیرونی ترین حرز است.
شناسنامه و سوابق ماده 273 ←
ماده 274
ماده 274 ـ ربایش مال به اندازة نصاب باید در یک سرقت انجام شود.
شناسنامه و سوابق ماده 274 ←
ماده 275
ماده 275 ـ هرگاه دو یا چند نفر به طور مشترک مالی را بربایند باید سهم جداگانه هر کدام از آنها به حد نصاب برسد.
شناسنامه و سوابق ماده 275 ←
ماده 276
ماده 276 ـ سرقت در صورت فقدان هر یک از شرایط موجب حد، حسب مورد مشمول یکی از سرقت های تعزیری است.
شناسنامه و سوابق ماده 276 ←
ماده 277
ماده 277 ـ هرگاه شریک یا صاحب حق، بیش از سهم خود، سرقت نماید و مازاد بر سهم او به حد نصاب برسد، مستوجب حد است.
شناسنامه و سوابق ماده 277 ←
ماده 278
ماده 278 ـ حد سرقت به شرح زیر است: الف ـ در مرتبه اول، قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن است، به طوری که انگشت شست و کف دست باقی بماند. ب ـ در مرتبه دوم، قطع پای چپ سارق از پایین برآمدگی است، به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند. پ ـ در مرتبه سوم، حبس ابد است. ت ـ در مرتبه چهارم، اعدام است هر چند سرقت در زندان باشد. تبصره 1 ـ هرگاه سارق، فاقد عضو متعلق قطع باشد، حسب مورد مشمول یکی از سرقت های تعزیری می شود. تبصره 2 ـ درمورد بند (پ) این ماده و سایر حبس هایی که مشمول عنوان تعزیر نیست هرگاه مرتکب حین اجرای مجازات توبه نماید و مقام رهبری آزادی او را مصلحت بداند با عفو ایشان از حبس آزاد می شود. همچنین مقام رهبری می تواند مجازات او را به مجازات تعزیری دیگری تبدیل نماید.
شناسنامه و سوابق ماده 278 ←

فصل هشتم ـ محاربه (مواد 279 الی 285)

فصل هشتم ـ محاربه
شناسنامه و سوابق فصل هشتم ـ محاربه (مواد 279 الی 285) ←
ماده 279
ماده 279 ـ محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها است، به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد. هرگاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی شود.
شناسنامه و سوابق ماده 279 ←
ماده 280
ماده 280 ـ فرد یا گروهی که برای دفاع و مقابله با محاربان، دست به اسلحه ببرد محارب نیست.
شناسنامه و سوابق ماده 280 ←
ماده 281
ماده 281 ـ راهزنان، سارقان و قاچاقچیانی که دست به سلاح ببرند و موجب سلب امنیت مردم و راهها شوند محاربند.
شناسنامه و سوابق ماده 281 ←
ماده 282
ماده 282 ـ حد محاربه یکی از چهار مجازات زیر است:
الف ـ اعدام
ب ـ صلب
پ ـ قطع دست راست و پای چپ
ت ـ نفی بلد
شناسنامه و سوابق ماده 282 ←
ماده 283
ماده 283 ـ انتخاب هر یک از امور چهارگانه مذکور در ماده (282) به اختیار قاضی است.
شناسنامه و سوابق ماده 283 ←
ماده 284
ماده 284 ـ مدت نفی بلد در هر حال کمتر از یک سال نیست، اگر چه محارب بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه نکند همچنان در تبعید باقی می ماند.
شناسنامه و سوابق ماده 284 ←
ماده 285
ماده 285 ـ در نفی بلد، محارب باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت، مراوده و رفت و آمد نداشته باشد.
شناسنامه و سوابق ماده 285 ←
ماده 288
ماده 288 ـ هرگاه اعضای گروه باغی، قبل از درگیری و استفاده از سلاح، دستگیر شوند، چنانچه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج محکوم می شوند.
شناسنامه و سوابق ماده 288 ←

فصل نهم- بغی و افساد فی‌ الارض (مواد 286 الی 287)

فصل نهم- بغی و افساد فی‌ الارض
شناسنامه و سوابق فصل نهم- بغی و افساد فی‌ الارض (مواد 286 الی 287) ←
ماده 286
ماده 286 ـ هر کس به طور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایرکردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می گردد. تبصره ـ هرگاه دادگاه از مجموع ادله و شواهد قصد اخلال گسترده در نظم عمومی، ایجاد ناامنی، ایراد خسارت عمده و یا اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع و یا علم به مؤثربودن اقدامات انجام شده را احراز نکند و جرم ارتکابی مشمول مجازات قانونی دیگری نباشد، با توجه به میزان نتایج زیانبار جرم، مرتکب به حبس تعزیری درجه پنج یا شش محکوم می شود.
شناسنامه و سوابق ماده 286 ←
ماده 287
ماده 287 ـ گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران، قیام مسلحانه کند باغی محسوب می شود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن به مجازات اعدام محکوم می گردند.
شناسنامه و سوابق ماده 287 ←
اطلاعات کتاب دوم ـ حدود (مواد 217 الی 287)

شناسنامه

وضعیت:
معتبر (دائمی- دارای تغییرات یا الحاقات)
مرجع تصویب:
مجلس شورای اسلامی
تاریخ تصویب:
1392/02/01
تاریخ لازم الاجرا:
1392/03/22
اطلاعات رسمی منبع

مقررات، نظرات و آراء مرتبط

نمایش ارتباطات برای این جزء در منبع فعال نیست.

آخرین به‌روزرسانی:

ورکشاپ تخصصی و کاملاً عملی

لایحه‌نویسی مالیاتی با هوش مصنوعی

از تحلیل پرونده تا نگارش دفاعیه حرفه‌ای؛ هوش مصنوعی را به دستیار پرونده مالیاتی تبدیل کنید.

  • ورکشاپ زنده۲۴ مهر ۱۴۰۵ · ساعت ۱۱ تا ۱۴
  • برنامه ورکشاپ۳ جلسه · شروع از ۱۷ مهر
مشاهده جزئیات و ثبت‌نام