ابلاغ، نقطه شروع بسیاری از اتفاقات مهم در پرونده مالیاتی است، از روزی که برگ تشخیص، برگ مطالبه، دعوتنامه، رأی هیأت حل اختلاف یا اجرائیه مالیاتی به مؤدی ابلاغ میشود، ساعت پرونده شروع به حرکت میکند: مهلت اعتراض، مهلت مراجعه، مهلت پرداخت، امکان قطعی شدن مالیات و حتی شروع اقدامات اجرایی.
به همین دلیل، در پروندههای مالیاتی همیشه یک سؤال بسیار مهم وجود دارد:
آیا اوراق مالیاتی واقعاً و به شکل قانونی به مؤدی ابلاغ شده است؟
این سؤال در سالهای اخیر با توسعه سامانههای مالیاتی پیچیدهتر شده است. چون سازمان امور مالیاتی بسیاری از اوراق را دیگر به شکل کاغذی ارسال نمیکند؛ بلکه آنها را در حساب کاربری مؤدی بارگذاری میکند و معمولاً پیامک اطلاعرسانی هم میفرستد.
اما آیا همین کافی است؟ یعنی اگر سازمان امور مالیاتی برگهای را در حساب کاربری مؤدی بارگذاری کند و پیامک بفرستد، آیا از نظر قانونی میتوان گفت ابلاغ انجام شده است؟
پاسخ کوتاه این است: گاهی بله، گاهی نه.
دو دادنامه مهم دیوان عدالت اداری درباره ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی، مرز این موضوع را روشنتر کردهاند. یکی رأی هیأت تخصصی مالیاتی بانکی دیوان عدالت اداری درباره دستورالعملهای ابلاغ الکترونیکی سازمان امور مالیاتی است و دیگری رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که بخشی از این مقررات را ابطال کرده است. در رأی هیأت تخصصی، اصل حرکت سازمان امور مالیاتی به سمت ابلاغ الکترونیکی در بخش مهمی از مقررات، در حدود اختیار سازمان تشخیص داده شد؛ اما در رأی هیأت عمومی، بند ۲ ماده ۲ بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۲/۵۱۴ که ابلاغ الکترونیکی را برای مؤدیانی هم که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکرده بودند مجاز میدانست، ابطال شد.
در این مقاله از مجله آقای مالیات، قدمبهقدم بررسی میکنیم که ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی چه زمانی معتبر است، چه زمانی قابل ایراد است و مؤدیان، شرکتها، حسابداران و مشاوران مالیاتی در عمل باید چه نکاتی را بررسی کنند.

۱. ابلاغ مالیاتی یعنی چه و چرا مهم است؟
ابلاغ مالیاتی یعنی رساندن رسمی اوراق مالیاتی به مؤدی، به شکلی که قانون معتبر بداند.
این اوراق میتواند شامل موارد مختلفی باشد؛ از جمله:
برگ تشخیص مالیات، برگ مطالبه مالیات، دعوتنامه رسیدگی، اخطار رفع نقص، رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی، برگ قطعی مالیات و اجرائیه مالیاتی.
اهمیت ابلاغ از این جهت است که بسیاری از حقوق و تکالیف مؤدی از تاریخ ابلاغ شروع میشود. برای مثال، اگر برگ تشخیص مالیات بهدرستی ابلاغ شود، مهلت اعتراض مؤدی از همان تاریخ محاسبه میشود. اگر مؤدی در مهلت مقرر اعتراض نکند، ممکن است مالیات قطعی شود و بعداً دفاع کردن بسیار سختتر شود.
پس در مالیات، ابلاغ فقط یک تشریفات اداری نیست؛ بلکه یکی از پایههای حق دفاع مؤدی است.
به زبان ساده: تا وقتی مؤدی به شکل معتبر از برگ مالیاتی مطلع نشده باشد، نمیتوان منصفانه انتظار داشت از حق اعتراض، ارائه مدارک یا دفاع خود استفاده کند.

۲. ابلاغ سنتی در قانون مالیاتهای مستقیم چگونه است؟
قبل از ورود به ابلاغ الکترونیکی، باید نظام سنتی ابلاغ را بشناسیم.
در قانون مالیاتهای مستقیم، مواد ۲۰۳ تا ۲۰۹ به ابلاغ اوراق مالیاتی اختصاص دارد. در ماده ۲۰۳، اصل بر این است که اوراق مالیاتی باید به شخص مؤدی ابلاغ و از او رسید گرفته شود. اگر به خود مؤدی دسترسی پیدا نشود، در شرایط مقرر قانونی، ابلاغ به بستگان یا مستخدمین او در محل سکونت یا کار ممکن است؛ البته مشروط به اینکه سن ظاهری آنان برای تشخیص اهمیت اوراق کافی باشد و میان آنان و مؤدی تعارض منفعت وجود نداشته باشد.
همچنین اگر مؤدی یا اشخاص یادشده از دریافت اوراق خودداری کنند یا هیچکدام در محل حاضر نباشند، مأمور ابلاغ باید موضوع را در نسخههای اوراق قید کند و نسخهای از اوراق را به درِ محل الصاق کند.
بنابراین در ابلاغ سنتی، قانون چند چیز را مهم دانسته است: احراز مراجعه مأمور ابلاغ، مشخص بودن محل ابلاغ، تلاش برای تحویل واقعی اوراق، ثبت امتناع یا عدم حضور، و رعایت تشریفات الصاق در صورت لزوم.همین قواعد نشان میدهد که ابلاغ قانونی در نظام مالیاتی، صرفاً یک ادعا نیست؛ بلکه باید مسیر و تشریفات قابل بررسی داشته باشد.

۳. ابلاغ الکترونیکی از کجا وارد نظام مالیاتی شد؟
با توسعه دولت الکترونیک، سامانههای مالیاتی و طرح جامع مالیاتی، سازمان امور مالیاتی به سمت الکترونیکی کردن فرایندها رفت. یکی از مهمترین این فرایندها، ابلاغ اوراق مالیاتی است.
سازمان امور مالیاتی برای این موضوع، دستورالعملهایی صادر کرد؛ از جمله دستورالعمل شماره ۲۰۰/۱۴۰۱/۵۳۱ مورخ ۱۴۰۱/۴/۲۵ و سپس بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۲/۵۱۴ مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۶ که ماده ۲ دستورالعمل قبلی را اصلاح کرد. در این مقررات، «ابلاغ الکترونیکی» به معنای ابلاغ اوراق مالیاتی با استفاده از بسترهای الکترونیکی، مخابراتی یا سایر شیوههای نوین تعریف شده و «حساب کاربری» بهعنوان کارپوشه الکترونیکی اختصاصیافته به مؤدی برای دسترسی به خدمات مالیاتی معرفی شده است.
مبنای سازمان این بود که با توجه به تبصره ۱ ماده ۲۱۹ قانون مالیاتهای مستقیم و قوانین مربوط به دولت الکترونیک و تجارت الکترونیکی، میتواند ترتیبات ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی را تعیین کند.
اما پرسش اصلی این بود:
آیا سازمان امور مالیاتی میتواند با یک دستورالعمل، ابلاغ الکترونیکی را جایگزین کامل تشریفات قانونی ابلاغ کند؟

۴. دستورالعملهای سازمان امور مالیاتی چه میگفتند؟
برای فهم رأی دیوان عدالت اداری، باید ببینیم سازمان امور مالیاتی چه سازوکاری طراحی کرده بود.
بر اساس دستورالعمل ۱۴۰۱، مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تأیید و ارسال کرده بودند، مشمول ابلاغ الکترونیکی میشدند. اوراق مالیاتی پس از صدور، در حساب کاربری مؤدی بارگذاری میشد و پیامک اطلاعرسانی برای او ارسال میگردید. اگر مؤدی ظرف ده روز اوراق را مشاهده میکرد، تاریخ مشاهده، تاریخ ابلاغ واقعی به شخص مؤدی محسوب میشد. اگر ظرف ده روز مراجعه نمیکرد، روز یازدهم بهعنوان تاریخ ابلاغ قانونی در نظر گرفته میشد.
در بخشنامه ۱۴۰۲، ماده ۲ اصلاح شد و دو وضعیت متفاوت پیشبینی شد:
وضعیت اول: مؤدی خدمات الکترونیکی را پذیرفته است اگر مؤدی با تسلیم درخواست، پذیرفته باشد که بارگذاری اوراق در حساب کاربری، ابلاغ به شخص مؤدی محسوب شود، سازمان اوراق را در حساب کاربری او بارگذاری میکند و طی ده روز، سه پیامک اطلاعرسانی به شمارهای که مؤدی در حساب کاربری اعلام کرده میفرستد. در این حالت، روز یازدهم پس از بارگذاری یا تاریخ رؤیت برگه توسط مؤدی، هرکدام زودتر باشد، تاریخ ابلاغ به شخص مؤدی محسوب میشود.
وضعیت دوم: مؤدی خدمات الکترونیکی را نپذیرفته است: در بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲ آمده بود که سازمان میتواند حتی درباره مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکردهاند، اگر به شمارهای دسترسی داشته باشد که تعلق آن به مؤدی احراز شده، از شیوه الکترونیکی استفاده کند. در این حالت نیز اوراق در حساب کاربری بارگذاری و پیامک ارسال میشد. اگر مؤدی ظرف ده روز اوراق را میدید، تاریخ رؤیت، ابلاغ به شخص مؤدی محسوب میشد؛ اما اگر اوراق را نمیدید، روز یازدهم پس از بارگذاری، ابلاغ قانونی موضوع تبصره ۱ ماده ۲۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم محسوب میشد.
و اختلاف اصلی دقیقاً از همین بند دوم شروع شد….

۵. دادنامه اول چه گفت؟
در دادنامه اول، هیأت تخصصی مالیاتی بانکی دیوان عدالت اداری بخش مهمی از شکایت نسبت به دستورالعملهای ابلاغ الکترونیکی را رد کرد.
برای دانلود این دادنامه روی متن کلیک کنید.
استدلال هیأت تخصصی این بود که مقررات مورد شکایت، در چارچوب اختیارات قانونی سازمان امور مالیاتی، ماده ۶۷ قانون برنامه ششم توسعه و سیاستهای دولت الکترونیک وضع شدهاند. هیأت تخصصی همچنین به این نکته توجه داشت که در برخی موارد، ابلاغ الکترونیکی بر مبنای اراده و درخواست خود مؤدی پذیرفته شده و در صورت عدم تمایل یا وجود ایراد در روند ابلاغ، مواد ۲۰۳ تا ۲۰۹ قانون مالیاتهای مستقیم همچنان بر ابلاغ حاکم خواهد بود.
اما رأی هیأت تخصصی یک نکته مهم داشت: همه چیز را یکجا تأیید نکرد. بخشی از موضوع، بهویژه وضعیت خاص مربوط به ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲، برای بررسی جداگانه در هیأت عمومی مطرح شد.
این یعنی دیوان عدالت اداری اصل ابلاغ الکترونیکی را کنار نگذاشت، اما درباره حدود و آثار آن، حساسیت جدی نشان داد.

۶. دادنامه دوم چه چیزی را روشن کرد؟
دادنامه دوم، رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری است. این رأی از نظر عملی برای مؤدیان و مشاوران مالیاتی بسیار مهم است.
برای دانلود این دادنامه روی متن کلیک کنید.
هیأت عمومی در این رأی، اصل استفاده از فناوری، سامانههای الکترونیکی و ابلاغ از طریق حساب کاربری را بهطور کلی خلاف قانون ندانست. حتی به مبانی قانونی دولت الکترونیک، قانون تجارت الکترونیکی و اختیار سازمان امور مالیاتی در تبصره ۱ ماده ۲۱۹ قانون مالیاتهای مستقیم توجه کرد.
اما هیأت عمومی یک مرز مهم گذاشت: ابلاغ الکترونیکی وقتی قابل اتکاست که مؤدی، بهرهمندی از خدمات الکترونیکی و آثار بارگذاری اوراق در حساب کاربری را پذیرفته باشد.
به همین دلیل، هیأت عمومی بند ۲ ماده ۲ بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۲/۵۱۴ را ابطال کرد؛ یعنی همان بندی که به سازمان اجازه میداد درباره مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکردهاند، فقط با اتکا به شماره تلفنی که سازمان تعلق آن را احراز کرده، اوراق را در حساب کاربری بارگذاری کند و در صورت عدم رؤیت، روز یازدهم را ابلاغ قانونی بداند. این بخش از رأی، نقطه کلیدی مقاله است.

۷. پیام اصلی دیوان عدالت اداری چیست؟
پیام اصلی دیوان را باید با دقت بیان کرد.
دیوان نگفت ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی باطل است.
دیوان نگفت پیامک، هیچ ارزشی ندارد.
دیوان نگفت حساب کاربری مالیاتی بیاعتبار است.
دیوان گفت: سازمان امور مالیاتی نمیتواند برای مؤدیای که ابلاغ الکترونیکی را نپذیرفته، صرفاً با اتکا به شماره تلفن احرازشده و بارگذاری اوراق در حساب کاربری، ابلاغ قانونی ایجاد کند.
این جمله تفاوت زیادی با این گزاره دارد که «ابلاغ الکترونیکی مالیاتی باطل شد».
پس در تحلیل حرفهای باید بگوییم:
اصل ابلاغ الکترونیکی پذیرفته شده؛ اما ابلاغ الکترونیکی بدون پذیرش مؤدی، در فرض عدم رؤیت اوراق، نمیتواند جایگزین ابلاغ قانونی موضوع ماده ۲۰۳ ق.م.م شود.

۸. آیا پیامک سازمان امور مالیاتی بهتنهایی ابلاغ محسوب میشود؟
خیر؛ پیامک بهتنهایی معمولاً ابلاغ مالیاتی نیست.
پیامک بیشتر نقش اطلاعرسانی دارد. یعنی به مؤدی خبر میدهد که اوراقی در حساب کاربری او بارگذاری شده است. اما خود پیامک الزاماً محتوای برگ مالیاتی را به مؤدی منتقل نمیکند.
این نکته در دادنامهها هم اهمیت دارد. سازمان امور مالیاتی در دفاع خود تأکید کرده بود که پیامک صرفاً برای اطلاعرسانی ارسال میشود و اصل ابلاغ از طریق بارگذاری اوراق در حساب کاربری انجام میشود.
بنابراین اگر مؤدی قبلاً خدمات الکترونیکی را پذیرفته باشد، پیامک میتواند بخشی از فرایند اطلاعرسانی باشد. اما اگر مؤدی چنین پذیرشی نداشته باشد، صرف اینکه سازمان به یک شماره تلفن پیامک فرستاده، برای ایجاد آثار ابلاغ قانونی کافی نیست.
به زبان ساده: پیامک، زنگ هشدار است؛ نه لزوماً خودِ ابلاغ.

۹. تفاوت ابلاغ واقعی، ابلاغ قانونی و ابلاغ الکترونیکی چیست؟
برای اینکه موضوع روشنتر شود، باید سه مفهوم را از هم جدا کنیم.
ابلاغ واقعی : ابلاغ واقعی زمانی است که اوراق واقعاً به شخص مخاطب یا نماینده قانونی او تحویل یا توسط او مشاهده شود. در ابلاغ الکترونیکی، اگر مؤدی وارد حساب کاربری شود و برگه را مشاهده کند، تاریخ رؤیت میتواند بهعنوان تاریخ ابلاغ واقعی تلقی شود.
ابلاغ قانونی : ابلاغ قانونی زمانی است که قانون، با وجود اینکه اوراق مستقیماً به شخص مؤدی نرسیده، به دلیل رعایت تشریفات مشخص، ابلاغ را معتبر میداند. مثل مواردی که مأمور ابلاغ مراجعه میکند، مؤدی یا اشخاص واجد شرایط حضور ندارند یا از دریافت خودداری میکنند، و سپس اوراق طبق تشریفات قانونی الصاق میشود.
ابلاغ الکترونیکی: ابلاغ الکترونیکی یعنی استفاده از حساب کاربری، سامانه مالیاتی، پیامک و سایر ابزارهای الکترونیکی برای رساندن اوراق مالیاتی به مؤدی.
نکته مهم این است که ابلاغ الکترونیکی وقتی میتواند آثار جدی داشته باشد که مبنای قانونی و شرایط آن رعایت شده باشد. اگر مؤدی قبلاً این روش را پذیرفته باشد، تحلیل حقوقی متفاوت است. اگر نپذیرفته باشد، سازمان نمیتواند صرفاً با بارگذاری و پیامک، همه آثار ابلاغ قانونی را ایجاد کند.

۱۰. چرا بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲ ابطال شد؟
بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲ از این جهت مشکل داشت که سازمان امور مالیاتی را مجاز میدانست برای مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکردهاند نیز از شیوه الکترونیکی استفاده کند؛ فقط به این شرط که به شمارهای دسترسی داشته باشد که تعلق آن به مؤدی احراز شده باشد.
مشکل اینجاست که تعلق شماره تلفن به مؤدی با پذیرش ابلاغ الکترونیکی توسط مؤدی یکی نیست.
ممکن است شمارهای به نام شخص باشد، اما او از آن استفاده نکند. ممکن است تلفن خاموش باشد. ممکن است سیمکارت در اختیار شخص دیگری باشد. ممکن است مؤدی به دلیل بیماری، کهولت، سفر، مهاجرت، مشکلات فنی یا بیاطلاعی از سامانه، پیامک را نبیند. ممکن است اساساً نداند که سازمان امور مالیاتی قرار است اوراق مهمی را در حساب کاربری او بارگذاری کند.
در چنین شرایطی، اگر سازمان فقط بگوید «ما پیامک فرستادیم و اوراق را در حساب کاربری گذاشتیم؛ چون مؤدی ندید، روز یازدهم ابلاغ قانونی است»، حق دفاع مؤدی ممکن است آسیب ببیند، هیأت عمومی دیوان عدالت اداری دقیقاً با این قسمت مخالفت کرده است.

۱۱. آیا مؤدی میتواند به ابلاغ الکترونیکی اعتراض کند؟
بله، اما نوع اعتراض به وضعیت پرونده بستگی دارد.
در خود دستورالعمل ابلاغ الکترونیکی هم پیشبینی شده بود که اعتراض به صحت ابلاغ الکترونیکی در برخی موارد از طریق هیأت موضوع ماده ۲۱۶ قانون مالیاتهای مستقیم قابل رسیدگی است. از جمله جایی که مؤدی با دلایل و مدارک معتبر اثبات کند به دلیل عدم دسترسی به سامانههای رایانهای یا مخابراتی، یا نقص در این سامانهها، از بارگذاری اوراق یا مفاد ابلاغ مطلع نشده است. همچنین اگر ابلاغ در شرایطی انجام شده باشد که حساب کاربری مؤدی باید غیرفعال میبود یا مؤدی از شمول ابلاغ الکترونیکی خارج شده بود، امکان اعتراض مطرح شده است.
اما پس از رأی هیأت عمومی، یک محور دفاعی مهمتر هم اضافه شده است:
آیا مؤدی اساساً درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل کرده و آثار ابلاغ الکترونیکی را پذیرفته بود یا خیر؟
اگر پاسخ منفی باشد و سازمان فقط بر اساس بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲ عمل کرده باشد، رأی هیأت عمومی میتواند در دفاع مؤدی بسیار مهم باشد.

۱۲. اثر رأی هیأت عمومی از چه تاریخی است؟
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، بند ۲ ماده ۲ بخشنامه شماره ۲۰۰/۱۴۰۲/۵۱۴ را از تاریخ صدور رأی ابطال کرده است , این نکته مهم است.
برخی آرای دیوان عدالت اداری اثر ابطال را از تاریخ تصویب مقرره اعلام میکنند؛ اما در این پرونده، اثر ابطال از تاریخ صدور رأی است.
بنابراین در استفاده عملی از این رأی، باید به چند نکته توجه کرد: تاریخ صدور و ابلاغ اوراق مالیاتی، تاریخ بارگذاری اوراق در حساب کاربری، تاریخ ارسال پیامک، تاریخ رؤیت یا عدم رؤیت برگه، تاریخ رأی هیأت عمومی و وضعیت فعلی پرونده.
اگر پرونده هنوز در مرحله رسیدگی، اعتراض یا اجراست، این رأی میتواند در تحلیل اعتبار ابلاغ اثرگذار باشد. اما نحوه استفاده از آن در هر پرونده، نیازمند بررسی دقیق وضعیت همان پرونده است.
۱۳. جدول کاربردی: ابلاغ الکترونیکی چه زمانی معتبر است؟

۱۴. مثال اول: مؤدی ابلاغ الکترونیکی را پذیرفته است
فرض کنید شخصی وارد حساب کاربری مالیاتی خود شده و درخواست خدمات الکترونیکی را تأیید کرده است. در این درخواست، پذیرفته که بارگذاری اوراق در حساب کاربری، آثار ابلاغ مالیاتی داشته باشد.
بعد از مدتی، برگ تشخیص مالیات در حساب کاربری او بارگذاری میشود و پیامک اطلاعرسانی هم برای شمارهای که خودش اعلام کرده ارسال میشود. مؤدی سه روز بعد وارد سامانه میشود و برگ را مشاهده میکند.
در این حالت، تاریخ مشاهده برگه میتواند تاریخ ابلاغ واقعی تلقی شود. اگر مؤدی بخواهد اعتراض کند، باید مهلت اعتراض را از همان تاریخ محاسبه کند.
۱۵. مثال دوم: مؤدی ابلاغ الکترونیکی را نپذیرفته است
فرض کنید مؤدی هیچوقت درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکرده است. سازمان امور مالیاتی شماره تلفنی را به نام او احراز میکند، برگ تشخیص را در حساب کاربری مالیاتی بارگذاری میکند و پیامک میفرستد.
مؤدی پیامک را نمیبیند یا اصلاً از حساب کاربری خود استفاده نمیکند. بعد از ده روز، سازمان روز یازدهم را ابلاغ قانونی تلقی میکند و مهلت اعتراض را از همان تاریخ حساب میکند.
این دقیقاً همان وضعیتی است که رأی هیأت عمومی درباره آن اهمیت دارد. طبق رأی هیأت عمومی، سازمان نمیتواند برای مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکردهاند، صرفاً با اتکا به شماره تلفن احرازشده و عدم رؤیت برگه، روز یازدهم را ابلاغ قانونی بداند. بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۱۴۰۲ از همین جهت ابطال شده است.
۱۶. مثال سوم: شرکت منحل شده یا مؤدی فوت کرده است
در دستورالعمل ابلاغ الکترونیکی، مواردی پیشبینی شده بود که مؤدی از شمول ابلاغ الکترونیکی خارج و حساب کاربری او غیرفعال میشود؛ از جمله فوت شخص حقیقی، ثبت انحلال شخص حقوقی، ورشکستگی و مواردی که مؤدی به دلیل مشکلات ذهنی یا جسمی قادر به استفاده از حساب کاربری نیست. در این موارد، اوراق مالیاتی باید طبق مواد ۲۰۳ تا ۲۰۹ قانون مالیاتهای مستقیم بهصورت فیزیکی ابلاغ شود.
بنابراین اگر مثلاً شرکتی منحل شده باشد و حساب کاربری آن باید غیرفعال میشده، اما سازمان همچنان اوراق را بهصورت الکترونیکی بارگذاری کرده باشد، اعتبار ابلاغ باید با دقت بررسی شود.

۱۷. در پروندههای مالیاتی، مشاور باید چه چیزهایی را بررسی کند؟
در پروندههایی که اختلاف بر سر ابلاغ الکترونیکی است، مشاور مالیاتی نباید فقط به تاریخ درجشده در سامانه اکتفا کند. باید چند پرسش کلیدی را بررسی کند:
آیا مؤدی درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل کرده بود؟
آیا مؤدی آثار ابلاغ الکترونیکی را پذیرفته بود؟
شماره تلفنی که پیامک به آن ارسال شده، توسط خود مؤدی اعلام شده یا سازمان آن را احراز کرده است؟
آیا مؤدی واقعاً برگه را در حساب کاربری مشاهده کرده است؟
تاریخ مشاهده برگه چه زمانی بوده است؟
آیا پیامکها واقعاً ارسال شدهاند؟
آیا نقص سامانه، قطعی اینترنت، مشکل دسترسی، یا اختلال فنی وجود داشته است؟
آیا مؤدی از شمول ابلاغ الکترونیکی خارج بوده است؟
آیا حساب کاربری باید غیرفعال میبود؟
ابلاغ مورد اختلاف قبل از رأی هیأت عمومی انجام شده یا بعد از آن؟
پرونده هنوز قابل اعتراض است یا وارد مرحله قطعیت و اجرا شده است؟
این پرسشها میتوانند مسیر دفاع را کاملاً تغییر دهند.
۱۸. اشتباهات رایج مؤدیان درباره ابلاغ الکترونیکی
یکی از اشتباهات رایج این است که مؤدیان حساب کاربری مالیاتی خود را جدی نمیگیرند. بسیاری از اشخاص حقیقی و شرکتها تصور میکنند تا زمانی که نامه کاغذی یا مأمور ابلاغ به محل آنان مراجعه نکرده، هیچ اتفاق حقوقی نیفتاده است. این تصور در دوره ابلاغ الکترونیکی خطرناک است.
اشتباه دوم این است که مؤدیان پیامکهای سازمان امور مالیاتی را نادیده میگیرند. درست است که پیامک بهتنهایی همیشه ابلاغ نیست، اما میتواند نشانهای از بارگذاری اوراق مهم در سامانه باشد.
اشتباه سوم این است که شرکتها دسترسی حساب کاربری مالیاتی را فقط در اختیار یک کارمند یا حسابدار میگذارند و مدیران از وضعیت اوراق ابلاغی بیخبر میمانند.
اشتباه چهارم این است که مؤدی بعد از اطلاع از برگ مالیاتی، به جای بررسی اعتبار ابلاغ و مهلت اعتراض، زمان را از دست میدهد و بعداً با مالیات قطعیشده مواجه میشود.
۱۹. شرکتها چه کار عملی باید انجام دهند؟
شرکتها برای جلوگیری از ریسک ابلاغ الکترونیکی باید یک پروتکل داخلی داشته باشند.
اول، مشخص کنند چه اشخاصی به حساب کاربری مالیاتی دسترسی دارند.
دوم، شماره تلفن و ایمیلی که در سامانه مالیاتی ثبت شده، متعلق به شخص یا واحد قابل اعتماد و فعال باشد.
سوم، بررسی حساب کاربری مالیاتی بهصورت دورهای انجام شود؛ بهخصوص در زمان رسیدگی، بعد از ارسال اظهارنامه، زمان دریافت دعوتنامهها و در فصلهای حساس مالیاتی.
چهارم، هر برگهای که در سامانه مشاهده میشود، فوراً ثبت، ذخیره و برای مدیر مالی، مشاور مالیاتی یا وکیل مالیاتی ارسال شود.
پنجم، تاریخ بارگذاری، تاریخ رؤیت، تاریخ پیامک و مهلت اعتراض بهصورت دقیق در یک تقویم مالیاتی ثبت شود.
ششم، اگر شرکت معتقد است ابلاغ درست انجام نشده، قبل از ورود به ماهیت مالیات، موضوع اعتبار ابلاغ را بررسی کند.
۲۰. آیا بعد از این رأی، سازمان امور مالیاتی دیگر نمیتواند ابلاغ الکترونیکی انجام دهد؟
خیر، این برداشت اشتباه است. سازمان امور مالیاتی همچنان میتواند از ابلاغ الکترونیکی استفاده کند؛ بهویژه درباره مؤدیانی که خدمات الکترونیکی را پذیرفتهاند و حساب کاربری آنان فعال است.
رأی هیأت عمومی فقط این را روشن کرده که سازمان نمیتواند درباره مؤدیانی که درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکردهاند، صرفاً با احراز شماره تلفن و بارگذاری اوراق، در صورت عدم رؤیت برگه، ابلاغ قانونی بسازد.
پس رأی دیوان، ابلاغ الکترونیکی را حذف نکرده؛ بلکه آن را از حالت مطلق و بیقید خارج کرده است.
به زبان ساده: دیوان عدالت اداری نگفته ابلاغ الکترونیکی ممنوع است؛ گفته ابلاغ الکترونیکی بدون پذیرش مؤدی، نمیتواند بهسادگی جایگزین تشریفات قانونی ابلاغ شود.

۲۱. جمعبندی رأیها دیوان عدالت اداری به زبان ساده
اگر بخواهیم دو دادنامه را در چند جمله خلاصه کنیم، نتیجه این است:
ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی در اصل، با توجه به توسعه دولت الکترونیک، طرح جامع مالیاتی و قوانین مرتبط، قابل پذیرش است.
اگر مؤدی خدمات الکترونیکی را پذیرفته و حساب کاربری فعال دارد، بارگذاری اوراق در حساب کاربری میتواند آثار ابلاغ داشته باشد.
اگر مؤدی برگه را در حساب کاربری مشاهده کند، تاریخ رؤیت اهمیت جدی دارد.
اگر مؤدی به دلیل نقص سامانه، عدم دسترسی یا شرایطی که باید حساب کاربری غیرفعال میبود از مفاد ابلاغ مطلع نشده باشد، امکان اعتراض به صحت ابلاغ قابل بررسی است.
اما اگر مؤدی اساساً درخواست خدمات الکترونیکی را تکمیل نکرده باشد، سازمان امور مالیاتی نمیتواند فقط با اتکا به شماره تلفن احرازشده، بارگذاری در حساب کاربری و عدم رؤیت مؤدی، روز یازدهم را ابلاغ قانونی بداند.
بند ۲ ماده ۲ بخشنامه ۲۰۰/۱۴۰۲/۵۱۴ از همین جهت توسط هیأت عمومی دیوان عدالت اداری از تاریخ صدور رأی ابطال شده است.

۲۲. نتیجه کاربردی برای مؤدیان
پیام عملی این مقاله برای مؤدیان بسیار روشن است: حساب کاربری مالیاتی خود را رها نکنید!
در دوره ابلاغ الکترونیکی، ممکن است مهمترین برگهای مالیاتی شما در سامانه بارگذاری شود و مهلتهای قانونی از همانجا شروع شود.
اما از طرف دیگر، اگر سازمان امور مالیاتی بدون اینکه شما خدمات ابلاغ الکترونیکی را پذیرفته باشید، صرفاً با ارسال پیامک و بارگذاری اوراق، ابلاغ قانونی را محقق دانسته است، این موضوع قابل بررسی و در مواردی قابل اعتراض است.
در پروندههای مالیاتی، گاهی دفاع درست از محاسبه درآمد و هزینه شروع نمیشود؛ بلکه از همین سؤال ساده آغاز میشود: آیا اصلاً برگ مالیاتی درست ابلاغ شده بود؟

عالی و جامع